سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
نون قلم کاغذ


24/12/88
1:15 عصر

داستان یارانه

بدست هادی جمالیان در دسته اقتصادی

پسرک در سال 57 متولد شد. پدر و مادر او چون سالها منتظر تولد پسرک بودند چنان هیجان زده شدند که یک نکته کوچک را فراموش کردند. آنها چون سالها فرزند نداشتند و از طرفی تجربه این چنینی هم نداشتند می بایست مقدمات رشد این فرزند را فراهم اورند. بنابراین درگیر اولیات شدند. پسرک 2 ساله بود و خانواده سخت درگیر مراقبت های اولیه که یکی از همسایه ها به خانه انان سنگی انداخت. سنگ اندازی یک دیوانه همان و 8 سال دعوای دو همسایه همان. بالاخره پس از 8 سال کشمکش خانواده فرصتی یافت که تا بیشتر به تربیت فرزند خود بپردازد. هر از چندگاهی عده ای از دوستان و آشنایان به پدر ومادر پسرک که حالا دیگر نوجوانی شده بود یادآور می شدند که آن کار کوچک هنوز انجام نشده و معضل رفته رفته بزرگتر میشود . اما عمه و خاله های پسرک ناله کنان و گریه کنان به حال پسرک اشک می ریختند و به بهانه هایی مثل دردناک بودن و احتمال خونریزی و ... مانع از انجام آن کار کوچک می شدند. آنان می گفتند این نسخه ها که بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و ... پیچیده اند نسخه های غربی است که به احساسات فرزند دلبند ما توجهی نکرده است. ما فرزندمان را به شیوه خود بزرگ می کنیم. پسرک حالا دیگر بیش از 30 سال داشت و می خواست کم کم وارد اجتماع شود. در اقتصاد جهانی فعال باشد. با شرکای تجاری ازدواج کند اما مشکل کوچک قدیمی که حالا دیگر به معضلی بزرگ تبدیل شده بود آزارش می داد. هنجارهای اجتماعی که او در ان می زیست اجازه فعالیت بیشتر را به او نمی داد. او به خوبی میدانست که اگر در کودکی والدین او این مشکل کوچک را حل کرده بودند نمی بایست این روزها میلیارد ها تومان هزینه کند تا بدون درد و خونریزی یا دست کم با خونریزی کمتر یارانه ها را ختنه کند. حالا دیگر همان عمه ها و خاله و دایه های مهربان تر از مادر هم در ضرورت انجام این کار سخن ها می راندند و از اجتناب ناپذیری این طرح سخن می گفتند. همان ها که سال ها مانع از اجرای آن شده بودند از آثار مثبت اجرای طرح در بلند مدت سخن می گفتند. ... و این داستان ادامه خواهد داشت.  حتی بعد از ختنه . جوانتر ها خواهند گفت شما که می خواستید ختنه کنید خوب همان بچگی این کار را می کردید دیگر. عمه ها وخاله ها خواهند گفت به هر حال بچه تا بچه است طاقت این جور جراحی ها را ندارد . می دانی که اگر در آن سن خون و خونریزی می شد بچه مان چه زجری میکشید. تازه دکتر داریم تا دکتر هاشمی کجا و احمدی کجا ؟ و باز جوانترها می گویند خوب اگر سن بچه بالاتر رفته به همان میزان معضل هم بزرگتر شده . اگر آن موقع این کار را می کردید احتمال خونریزی و درد خیلی کمتر از الان بود که می خواهید یک معضل سی ساله را ... و باز بزرگترها خواهند گفت ... و باز .... این وسط پسرک داستان ما گوشه ای نشسته و دردمندانه دعوای دکترها و فک و فامیل خود را نظاره می کند و به معضلات دیگرش می اندیشد که چند سال باید صبر کند تا همه به این نتیجه برسند که بدان ها نیز باید پرداخته شود.


7/11/88
2:1 عصر

فرهنگ تشییع شد. من زیباتر شده ام.

بدست هادی جمالیان در دسته شطحیات

این روزها فرصت نوشتن اندک است. اندک بودن فرصت برای نوشتن یک اعتراف است. اعتراف به اشتغال به هر چه غیر نوشتن. هر چه می خواهد باشد. این روزها موضوع برای اندیشیدن بسیار است. نه کلیاتی چون سعادت بشر یا رابطه دین و سیاست و ... . که پرداختن به کلیات فراغت از جزییات می طلبد و ما ، دست کم من ، هنوز از آن فارغ نشده ام یا "ایم" . این روزها نباید به مسایلی بپردازیم که ساده است اما پرداختنی نیست چون "دشمن شاد" می شود. پرداختنی های دیگر هم مهم نیست چون می گذرد. این که بودجه سال آتی قرار است زودتر از برنامه پنج ساله که سند بالادستی بودجه است بررسی و تصویب شود چه اهمیتی دارد؟ اینکه حسینی وزنه بردار محروم ایرانی می گوید رضازاده ابالفضلی نیست و فارس از قول ایان رییس فدراسیون جهانی تکذیب می کند !! اینکه دکتر منوچهر فرهنگ هم تشییع شد. ادامه مطلب...


22/10/88
11:1 صبح

تاریخ ، مغضوب کودکی ها و محبوب این روزها

بدست هادی جمالیان در دسته تاریخی

نمی دانم تاریخ را زود به ما آموختند یا بد. اما هر چه بود هیچ گاه درس تاریخ در دوران تحصیل به جذابیت این روزهای تاریخ برایم نبود. فارغ از نگارش بی روح کتاب های تاریخ دوران تحصیل و فارغ از گسست ناگزیر بخشی از معلمان از ارزش های والای آموزگاری که جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را و جدای از هر کاستی دیگری که در نظام آموزشی مان بوده و هست یکی از جذابیت های مطالعه تاریخ ، توان تحلیل و شبیه سازی وقایع تاریخی با واقعیت های امروزین اجتماع است که قاعدتا ذهن کودکانه مان کمتر توفیق این قبیل مکاشفات می یافت . تفاوت ها و قرابت های وقایع تاریخی با ما نحن فیه گاه آنقدر ملموس و زیبا هستند که واقعا جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را.


امروز در عصر ایران به سندی برخوردم که اگرچه به گفته استاد معتضد برخی در صحت آن تشکیک کرده اند اما به گفته خود ایشان با تحقیقاتی که داشته اند این سند معتبر است :


 نامه امیرکبیر به ناصرالدین شاه درباره عزل حاکم قم


ماجرا از این قرار است که امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین شاه ، حاکم قم - شاهزاده موثق الدوله -  را به دلیل رشوه گیری و رشوه دهی !!  برکنار می کند. اما ناصرالدین شاه به توصیه عمه خود این شاهزاده را ابقا می کند که خبر به امیرکبیر می رسد و برای شاه می نویسد :
« قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید.
فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.
                                                                                                           زیاده جسارت است، تقی »
خواندنی های دیگری از امیرکبیر و ماجراهای واکسیناسیون آن زمان را به نقل از استاد خسرو معتضد  اینجا  بخوانید


21/10/88
1:24 عصر

بسیار در حال سجده بود

بدست هادی جمالیان در دسته

او ، بیشمار ترین مرد روزگار


دم ، با شکوه ترین لحظه وجود


جا ، ممتحن ترین خاک کبریا


سو ، سوی او که پذیرای سجده بود


 


20/10/88
11:58 صبح

روزهایی که شاعر می شوم

بدست هادی جمالیان در دسته شطحیات

روزهایی که شاعر می شوم


آسمان شهر آهن پاره و سیمان،


آبی آبی است.


شبهای تهرانِ سیاه و سرد


صاف و مهتابی استادامه مطلب...


19/10/88
4:27 عصر

انزوای رادیکالیسم ، آیا اتفاق می افتد ؟

بدست هادی جمالیان در دسته سیاسی

پس از صدور بیانیه هفدهم میرحسین که بحث های گسترده ای میان حامیان و مخالفان وی برانگیخت این روزها رخدادهایی دیگری نیز در پیش است که من دوست دارم از آنها به قرینه هایی بر عزم دو طرف برای انزوای رادیکال ها تعبیر کنم. ادامه مطلب...


12/10/88
2:19 عصر

بیانیه ای به مناسبت وقایع اخیر

بدست هادی جمالیان در دسته سیاسی


از آنجا که صدور بیانیه به یکی از رایج ترین شیوه های جنبش مدنی !! در عصر حاضر تبدیل شده است نون قلم کاغذ هم به مناسبت وقایع اخیر !! بیانیه ای به شرح زیر صادر می نماید . در این بیانیه سعی شده از ساختار بیانیه های رایج استفاده شده تا به ساختارشکنی متهم نشود.ادامه مطلب...


11/10/88
11:0 عصر

بازی قدرت

بدست هادی جمالیان در دسته سیاسی


صحنه اول : دو بچه مشغول بازی با توپ هستند. یکی از بچه ها توپ را برداشته به دیگری نمی دهد. دعوای لفظی بچه ها به درگیری فیزیکی می انجامد.


صحنه دوم : گروه ها مشفول بازی سیاست هستند. یکی از حزب ها قدرت را در دست می گیرد. دعوای قدرت احزاب ....ادامه مطلب...


7/10/88
4:46 عصر

چه انتظاری داری ؟

بدست هادی جمالیان در دسته


شهر شلوغ است


وقتی خرد در اندوه تنهایی گرفتار باشد


وقتی ایمان از طوفان منیت ها سر در گریبان سکوت برده باشد


وقتی سبز و سرخ علیه سپیدی ائتلاف کنند


وقتی سپاه کفر و ایمان در آوردگاه نفاق و جهل اردو بزنند


شهر شلوغ می شود


چه انتظاری داری ؟


2/10/88
11:23 صبح

و محرم که می رسد

بدست هادی جمالیان در دسته شطحیات

و محرم که می رسد


می ایستی ، تپش بی روش زندگیت می ایستد


و می بینی - دیدنت بی همه سان است ولی -


که چگونه ایستاندند و دیدند کسانی


که روش مند به دنبال حقیقت بودند.ادامه مطلب...